![]() |
![]() |
|
| سیاست ،سبزوار ، عشق! |
|
سلام آقای پرزیدنت سه سال از چهار سالتان هم گذشت سه سال سخت هم برای شما و سخت تر برای مردم ایران ، برای شما که شب و روز نداشتید و یک لحظه آرام و قرار ، ولی آیا فرصت آن را داشته ای که با آن همه سخت کوشی و تلاشتان که در راستای به اجرا در آوردن میثاق نامه تان داشته اید به این فکر کنید که در این مدت چه نصیب مردم کرده اید نه تنها نفت را بر سر سفره هایشان نیاورده اید که حتی با فروش بالای 140 دلار نفت باید بنزین خود را جیره بندی تهیه کنند و بیش از 4 - 5 ساعت یک راننده تاکسی در پمپ های گاز بگذرد هر چه قیمت نفت بالاتر می رود فشار بر این مردم بیشتر می شود گویی آن ها خریدار نفت هستند نه فروشنده آن . کمی بیندیشید گاز در زمستان به آن فضاحت و حالا در تابستان نوبت جیره بندی برق و آب شده تا در گرمای وحشتناک رمقی برای مردم باقی نگذارد گویا کم کم باید نفس را ، هوا را، زنده بودن را ( زندگی مان دیریست جیره بندی شده) را جیره بندی کنید . جناب رئیس جمهور گناه گرانی را به گردن منتقدین و تورم جهانی نیندازید چرا که در میان رسانه های عمومی کشور رسانه ی منتقدی باقی نگذاشته اید و رسانه های موجود هم سعی در پوشاندن بی درایتی های مجموعه ی شما را دارند تورم جهانی هم برای شما که در هاله ای از نور قرار گرفته اید و دولت تان دولت امام زمان است مشکلی نیست نه این که داعیه ی مدیریت جهان را دارید تورم جهانی را هم مدیریت کنید تا دیگر ملت های جهان را هم مانند ملت ایران به بهره ای برسانید . می دانید آقای رئیس جمهور مشکل نه منتقدین و نه تورم جهانی است مشکل ما نمایندگان وکیل الدوله ای است که نه تنها طرح عدم کفایت سیاسی ، اقتصادی فرهنگی شما را به صحن مجلس نبرد که در خیلی از ین بی کفایتی ها با خودشما سهیم بود .و آقای رئیس جمهور مشکل خود شمایید که نفهمیده اید لیاقت نمایندگی این ملت بزرگوار را ندارید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:35 توسط فرامرز |
|
|
در عهد ساسانیان سه آتش يا آتشكده بزرگ در ایران وجود داشتهاست و در روايتها، اصل اين سه آتشكده را از سه آتش مهم اساطيري دين زرتشت دانستهاند: آذر فرنبغ، آذرگشنسب و آذر برزينمهر. هر يك از اين سه آتش را متعلق به يكي از طبقات جامعه ميدانستهاند: آذر فرنبغ آتش موبدان، آذر گشنسب آتش ارتشتاران و آذر برزينمهر آتش كشاورزان بوده است. که محل این آتشکده در غرب سبزوار و در ارتفاعات کوه های ریوند می باشد که بر اثر بی مهری مسئولان و نوع نگاه آنان بسیار مظلوم واقع شده است و شاید اگر حضور کاووشگران لهستانی در کنار یک تیم ایرانی که کار بسیار اندکی را در سال گذشته انجام دادند نبود در آینده ی نزدیک چیزی از این میراث کهن به جا نمی ماند. خدا کند فعالیت آن ها ادامه یابد! ( این عکس رو هم زمستان گذشته گرفتم خوب شده یا نه؟) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 2:13 توسط فرامرز |
|
|
شايدآخرين بار كه جدي نوشتم درباره ي هفته ي معلم بود و از آن پس حدود يك سال مي گذرد سالي كه هر چه كردم توان نوشتن را در خود نديدم نه آن كه از سياست زده شوم نه آن كه بترسم و يا آن كه دردم درد ديگرن نباشد ولي گاهي فضاي مسموم چنان بر ما آدم ها اثر ميگذاردكه اگر ما را مسموم نكند و از پا در نياورد مي تواند ما را به سمت خاموشي سوق دهد درين يكسال نه تنها من كه با نگاهي به تارنماي دوستانم مي بينم كه آنها هم به اين سمت كشيد شده اند .مسعود ، باران ، محدثه ، ابوالفضل ،وحيد ديگر نمي نويسند . داوود هم مانند گذشته نيست اين را از وبلاگش مي توان فهميد وامید هم يكي از قديمي ترين دوستان اين دنياي بي رحم مجازي خيلي كمتر به روز مي شود گر چه جنس دغدغه هايش نبايد مثل ما باشد و رنگ آسمانش با ما متفاوت است و ديگران ... فضاي سخت سنگين و مسمومي كه گاهي غير قابل تنفس است ، كمترين مخالفتي تحمل نمي شود روزنامه ها چار خودسانسوري عجيبي شده اند كه كمتر از مرگ براي آن ها نيست در سفره ها ناني نمانده كه بخواهد بوي نفت بدهد يا ندهد ، از سنديكا ها و صنف هاي مستقل اثري نيست كوچكترين حركتي حتي اگر صنفي باشد را بر نمي تابند ودر خارج از كشور هم كه تصويري ازايران نشان داده مي شود كه با خشونت ، اعدام و شلاق و رنگ سياه همراه است و ما ملتي كه كورش بزرگ آن نماد صلح و دوستي است و سعدي شاعر بزرگ آن نداي هم نوع دوستي سر داده ، شده ايم سمبل خشونت و تروريسم . نمي دانم اين در تا به كي مي خواهد بر همين پاشنه بچرخد ، چه بايد كرد ؟ يادمان باشد كوتاهي را به گردن ديگران نيندازيم اين ها تمام برآيند تصميمات و كنش و واكنش ها ي خود ماست . هنوز دير نشده گر چه " چه زود دير ميشود گاهي " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:58 توسط فرامرز |
|
|
شركت مي كنيم اما ليست نمي دهيم بدون شك اين تناقضي است كه در گفتار اصلاح طلبان امروز ديده مي شود حوزه انتخابي اينجانب نيز يك حوزه غير رقابتي است كه با مجموعه اصلاح طلبان شهرستان نتوانستيم كانديدايي را معرفي كنيم كه كاملا به اردوگاه اصلاح طلبان تعلق داشته باشد ولي نتوانستم براي خودم تحليل كنم كه چگونه مي شود بدون كانديدا شركت كرد (مگر دادن راي سفيد) به هر حال اين نشان از ترس اصلاح طلبان دارند كه ازبه كار بردن لفظ تحريم و عواقب آن ابا دارند كه مبادا اين واژه سدي شود براي آن ها كه در آينده بازگشت آن ها را به قدرت با مشكل مواجه كند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:1 توسط فرامرز |
|
|
و زمانیکه ..
آعاز را هنگامی و پایان را انجامی نیست در ابتدای سکوت عشق فریاد میرند وروحی دیگر از آمیزش روح من و تو با هزاران درد متولد می شود راستی تولدش مبارک باد یادمان نرود! و چه زود دیر می شود گاهی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:45 توسط فرامرز |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:51 توسط فرامرز |
|
|
۱۲ اردیبهشت گذشت روز و هفته ای که عده ای به نام تبریک باب سخن گشودندتا معلم را که پیام آور مهر و محبت است تهدید کنند بسیار کسان که نه جنسشان از جنس علم و ادب بود و نه سنخیتی با فرهنگ داشتند در جواب اعتراضات حق جویانه ی او او را زیاده خواه دانستند و عده ای او را وابسته به اجانب خواند تا خاموشش کنند ( اجانبی که رئیس جمهور عدالت گو از افتخاراتش در آغوش کشیدن آنان و گرفتن عکس یادگاری با آن هاست) و چون خاموش نشد و تهدید و ارعاب شان کارگر نیفتاد او را به بند کشیدند تا دیگر در مملکت اسلامی خواهان عدالت نباشد و به دنبال شان و منزلت زیر سئوال رفته اش نگردد او باید غرق و گرفتار زندگی قسطی شده اش باشد تا فرصت اندیشیدن به هیچ چیز را پیدا نکند ولی نه او خسته نمی شود و از پای نمی نشینداو درد خود را فریاد می زند که درد او درد جامعه است و او خواهان التیامش. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:31 توسط فرامرز |
|
|
امروز نشسته ام در سايهُ ديواري گلي كه متزلزل است همچون خودم، و فرو خواهد ريخت حتي به تلنگري ، و مي انديشم بر گذشته هاي رفته من زمزمه ميكردم سي سال شعر جفنگ ايمان را و مي خواندم جماعتي را نا بخردانه كه موًمن تر بودن از من به حقيقت هستي با كفرشان اگر حقيقتي باشد آنان همخوابه ميشدند با خواهران خويش بي اندكي هراس از فرجام و مي سرودند مگر نه اين است كه انسان تخم حرامي ست از پشت آدم و حوا و مگر نه چنين بوده كه خواهر قابيل به هابيل كابين گشت و قابيل شوي خواهر هابيل و مگر نبوده اند دختران حوا خواهر همسران خويش آنان پاي ميكوبيدند به سر مستي از جام هاي لبالب خود و مي سرودند به تمسخر ترانه بودن يا نبودن را و فرياد بر مي آوردند ما مي نوشيم پس هستيم مسئله اين است. من، هماره ، به سخره مي گرفتم آنان را به مدهوش بودن و خود به خواب اندر بودم عميق و دهشتناك و من خواب بودم سي سال و اكنون نيز نشسته ام غمگين.... اندوهِ زمانِ از دست رفته را . (احمد لواسانی)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:59 توسط فرامرز |
|
|
ششم فروردین زاد روز اشو زرتشت پیام آور گفتار نیک کردار نیک و پندار نیک را که نشان از یکتا پرستی ایرانیان قرن ها قبل از اعراب و مسیحیان و یهودیان دارد به تمام ایرانیان تبریک گفته و امید وارم سالی نیک را پیش رو داشته باشند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 20:32 توسط فرامرز |
|
|
سال نو بر ایرانیان مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 23:32 توسط فرامرز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
فرامرز هستم لیسانس ادبیات فارسی دغدغه ی من ایرانی آباد و آزاد و سربلند است به فعالیت های اجتماعی علاقه مندم از ایرانگردی و دیدن مکان های زیبای تاریخی و طبیعی کشورم لذت می برم ، خوشحالم که خود را مدتی در کنار شما عزیزان احساس می کنم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
فيلتر شكن جديد فیلتر شکن کسب درآمد قانونی در اینترنت خاتمی انلاین آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
وبلاگ دکتر معین آقای اینترنتی(مسعود خان) پادشاه فصل ها پاییز باران مسافری در کویر یکی بود یکی نبود تنهایی من عسل عمو وحید این حرف ها تمدن جدید ابوالفضل عزیز گل بیتای دایی |
|
RSS
|