![]() |
![]() |
|
| سیاست ،سبزوار ، عشق! |
|
سلام به دوستان عزیز من از سفر برگشتم شرمنده اگر طول کشید از دوستان هم واسه نظراتشون ممنون در چند روز آینده از تلخ و شیرینی های این سفر براتون خواهم گفت |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 17:38 توسط فرامرز |
|
|
من فردا دوباره عازم سفرم خوب دیگه تابستون داره تموم میشه و اگه از همین چند روز هم استفاده نکنیم که چند روز دیگه باز، باز شدن مدرسه ها و سر کله زدن با بچه ها و ... البته سعی می کنم که از کافی نت ها آن بشم راستی نکنه من برم بیام ببینم هیشکی بهم سر نزده که سوغاتی بی سوغاتی، گفته باشم !!! راستی آقا مسعود زمینی ولی قلبت به وسعت آسمونا طرف راست شما رو پر کردم می تونی بری تو سایت ببینی پس تا بعد عزیزان به خدا می سپارمتان ! به امید دیدار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 23:18 توسط فرامرز |
|
|
سلام دو سه روزی سبزوار نبودم الان تازه از شاهرود برگشتم اونجا که کافی نت خیلی کم بود شاید هم به این جا عادت کردیم که هر دو قدمی یک کافی نت هست با کلی سیستم . جاده هم واقعا افتضاح بود معلوم نیست این همه پول نفت ما به کجا می رود که این باید جاده و آسفالت ما باشد در بعضی از قسمت های جاده چاله هایی بود که واقعا ماشین ها (بیشتر صاحبانشان ) شانس می آوردند سالم از آن مهلکه عبور می کردند از وضع جاده ها که بگذریم اگر در یک پمپ بنزین برای بنزین زدن توقفی می کردی باید جواب گدا ها رو می دادم این هم از مملکت ما که هم عنوان اسلامی دارد و هم نفت و هم ثروت و ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 13:15 توسط فرامرز |
|
|
ساعاتی از نیمه شب گذشته است نمی دانم چرا امشب حال و هوایی دیگر دارم مدهوش از خود بیخود شاید بگویید که عاشق شده ام ، نه حالا که دیر زمانیست عاشم عاشق چیزهایی که خیلی از شما ها حتی تجربه ی داشتن آن را نداشته اید عشق به همسرم و عشق به دخترم ؛ و عشق به وطن که در همه ی شما ها این را سراغ دارم . خوب بگذریم قسمتی از فکرم پیش شما دوستان است و به شما می اندیشم به باران که از سفر برگشته و بعد از این با نوشته های زیبایش طراوت را به ما ارزانی خواهد داشت و به مسعود خان که کلی از زحمت های ما بر روی دوش اوست و به امید که درست مثل خود من دغدغه ایران و سربلندی آن را دارد و به یکی بود یکی نبود که با لالایی من به خواب رفت و ظاهراً تازگی از خواب برخواسته است . راستی مسعود ازم خواسته بود که وبلاگ رو هک کنم باید بهش بگم که حق با او بود اون وبلاگ را دیدم و کسی که این جور با آبروی مردم بازی می کند باید هک بشه و من خودم این کار رو برای او خواهم کرد . خوب ظاهرا زیادی حرف زدم شرمنده شما منتظر نظرات زیبای شما عزیزان و دوستان هستم اگر لایق بدانید . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 2:20 توسط فرامرز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
فرامرز هستم لیسانس ادبیات فارسی دغدغه ی من ایرانی آباد و آزاد و سربلند است به فعالیت های اجتماعی علاقه مندم از ایرانگردی و دیدن مکان های زیبای تاریخی و طبیعی کشورم لذت می برم ، خوشحالم که خود را مدتی در کنار شما عزیزان احساس می کنم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
فيلتر شكن جديد فیلتر شکن کسب درآمد قانونی در اینترنت خاتمی انلاین آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
وبلاگ دکتر معین آقای اینترنتی(مسعود خان) پادشاه فصل ها پاییز باران مسافری در کویر یکی بود یکی نبود تنهایی من عسل عمو وحید این حرف ها تمدن جدید ابوالفضل عزیز گل بیتای دایی |
|
RSS
|