تبليغاتX
همراه و همراز

جمعه بیست و پنجم شهریور 1384

سلام به دوستان عزیز

من از سفر برگشتم شرمنده اگر طول کشید

از دوستان هم واسه نظراتشون ممنون در چند روز آینده از تلخ و شیرینی های این سفر براتون خواهم گفت

 

سه شنبه پانزدهم شهریور 1384

من فردا دوباره عازم سفرم خوب دیگه تابستون داره تموم میشه و اگه از همین چند روز هم استفاده نکنیم که چند روز دیگه باز، باز شدن مدرسه ها و سر کله زدن با بچه ها و ...

البته سعی می کنم که از کافی نت ها آن بشم راستی نکنه من برم بیام ببینم هیشکی بهم سر نزده که سوغاتی بی سوغاتی، گفته باشم !!! راستی آقا مسعود زمینی ولی قلبت به وسعت آسمونا طرف راست شما رو پر کردم می تونی بری تو سایت ببینی پس تا بعد عزیزان به خدا می سپارمتان ! به امید دیدار

 

دوشنبه چهاردهم شهریور 1384

سلام دو سه روزی سبزوار نبودم الان تازه از شاهرود برگشتم اونجا که کافی نت خیلی کم بود شاید هم به این جا عادت کردیم که هر دو قدمی یک کافی نت هست با کلی سیستم .

جاده هم واقعا افتضاح بود معلوم نیست این همه پول نفت ما به کجا می رود که این باید جاده و آسفالت ما باشد در بعضی از قسمت های جاده چاله هایی بود که واقعا ماشین ها (بیشتر صاحبانشان ) شانس می آوردند سالم از آن مهلکه عبور می کردند از وضع جاده ها که بگذریم اگر در یک پمپ بنزین برای بنزین زدن توقفی می کردی باید جواب گدا ها رو می دادم این هم از مملکت ما که هم عنوان اسلامی دارد و هم نفت و هم ثروت و ...

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیپ موبایل فیلتر شکن جاوا برنامه نویسی ایران جدید اس ام اس عاشقانه پیام

 

چهارشنبه دوم شهریور 1384

ساعاتی از نیمه شب گذشته است نمی دانم چرا امشب حال و هوایی دیگر دارم مدهوش از خود بیخود شاید بگویید که عاشق شده ام ، نه حالا که دیر زمانیست عاشم عاشق چیزهایی که خیلی از شما ها حتی تجربه ی داشتن آن را نداشته اید عشق به همسرم و عشق به دخترم ؛ و عشق به وطن که در همه ی شما ها این را سراغ دارم . خوب بگذریم قسمتی از فکرم پیش شما دوستان است و به شما می اندیشم به باران که از سفر برگشته و بعد از این با نوشته های زیبایش طراوت را به ما ارزانی خواهد داشت و به مسعود خان که کلی از زحمت های ما بر روی دوش اوست و به امید که درست مثل خود من دغدغه ایران و سربلندی آن را دارد و به یکی بود یکی نبود که با لالایی من به خواب رفت و ظاهراً تازگی از خواب برخواسته است .

راستی مسعود ازم خواسته بود که وبلاگ رو هک کنم باید بهش بگم که حق با او بود اون وبلاگ را دیدم و کسی که این جور با آبروی مردم بازی می کند باید هک بشه و من خودم این کار رو برای او خواهم کرد .

خوب ظاهرا زیادی حرف زدم شرمنده شما منتظر نظرات زیبای شما عزیزان و دوستان هستم اگر لایق بدانید .

 
Blog Skin