![]() |
![]() |
|
| سیاست ،سبزوار ، عشق! |
|
چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك ( المپيك معلولين ) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم. آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود. ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد . اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد. هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده . سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقيقه براي آنها كف زدند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 12:23 توسط فرامرز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
فرامرز هستم لیسانس ادبیات فارسی دغدغه ی من ایرانی آباد و آزاد و سربلند است به فعالیت های اجتماعی علاقه مندم از ایرانگردی و دیدن مکان های زیبای تاریخی و طبیعی کشورم لذت می برم ، خوشحالم که خود را مدتی در کنار شما عزیزان احساس می کنم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
فيلتر شكن جديد فیلتر شکن کسب درآمد قانونی در اینترنت خاتمی انلاین آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
وبلاگ دکتر معین آقای اینترنتی(مسعود خان) پادشاه فصل ها پاییز باران مسافری در کویر یکی بود یکی نبود تنهایی من عسل عمو وحید این حرف ها تمدن جدید ابوالفضل عزیز گل بیتای دایی |
|
RSS
|