سی سال حماقت
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386
امروز نشسته ام در سايهُ ديواري گلي كه متزلزل است همچون خودم، و فرو خواهد ريخت حتي به تلنگري ، و مي انديشم بر گذشته هاي رفته من زمزمه ميكردم سي سال شعر جفنگ ايمان را و مي خواندم جماعتي را نا بخردانه كه موًمن تر بودن از من به حقيقت هستي با كفرشان اگر حقيقتي باشد آنان همخوابه ميشدند با خواهران خويش بي اندكي هراس از فرجام و مي سرودند مگر نه اين است كه انسان تخم حرامي ست از پشت آدم و حوا و مگر نه چنين بوده كه خواهر قابيل به هابيل كابين گشت و قابيل شوي خواهر هابيل و مگر نبوده اند دختران حوا خواهر همسران خويش آنان پاي ميكوبيدند به سر مستي از جام هاي لبالب خود و مي سرودند به تمسخر ترانه بودن يا نبودن را و فرياد بر مي آوردند ما مي نوشيم پس هستيم مسئله اين است. من، هماره ، به سخره مي گرفتم آنان را به مدهوش بودن و خود به خواب اندر بودم عميق و دهشتناك و من خواب بودم سي سال و اكنون نيز نشسته ام غمگين.... اندوهِ زمانِ از دست رفته را . (احمد لواسانی)
تولد زرتشت
دوشنبه ششم فروردین 1386 
ششم فروردین زاد روز اشو زرتشت پیام آور گفتار نیک کردار نیک و پندار نیک را که نشان از یکتا پرستی ایرانیان قرن ها قبل از اعراب و مسیحیان و یهودیان دارد به تمام ایرانیان تبریک گفته و امید وارم سالی نیک را پیش رو داشته باشند



