![]() |
![]() |
|
| سیاست ،سبزوار ، عشق! |
|
امروز نشسته ام در سايهُ ديواري گلي كه متزلزل است همچون خودم، و فرو خواهد ريخت حتي به تلنگري ، و مي انديشم بر گذشته هاي رفته من زمزمه ميكردم سي سال شعر جفنگ ايمان را و مي خواندم جماعتي را نا بخردانه كه موًمن تر بودن از من به حقيقت هستي با كفرشان اگر حقيقتي باشد آنان همخوابه ميشدند با خواهران خويش بي اندكي هراس از فرجام و مي سرودند مگر نه اين است كه انسان تخم حرامي ست از پشت آدم و حوا و مگر نه چنين بوده كه خواهر قابيل به هابيل كابين گشت و قابيل شوي خواهر هابيل و مگر نبوده اند دختران حوا خواهر همسران خويش آنان پاي ميكوبيدند به سر مستي از جام هاي لبالب خود و مي سرودند به تمسخر ترانه بودن يا نبودن را و فرياد بر مي آوردند ما مي نوشيم پس هستيم مسئله اين است. من، هماره ، به سخره مي گرفتم آنان را به مدهوش بودن و خود به خواب اندر بودم عميق و دهشتناك و من خواب بودم سي سال و اكنون نيز نشسته ام غمگين.... اندوهِ زمانِ از دست رفته را . (احمد لواسانی)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:59 توسط فرامرز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
فرامرز هستم لیسانس ادبیات فارسی دغدغه ی من ایرانی آباد و آزاد و سربلند است به فعالیت های اجتماعی علاقه مندم از ایرانگردی و دیدن مکان های زیبای تاریخی و طبیعی کشورم لذت می برم ، خوشحالم که خود را مدتی در کنار شما عزیزان احساس می کنم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
فيلتر شكن جديد فیلتر شکن کسب درآمد قانونی در اینترنت خاتمی انلاین آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
وبلاگ دکتر معین آقای اینترنتی(مسعود خان) پادشاه فصل ها پاییز باران مسافری در کویر یکی بود یکی نبود تنهایی من عسل عمو وحید این حرف ها تمدن جدید ابوالفضل عزیز گل بیتای دایی |
|
RSS
|